
چهره مقدس و ملكـوتى فاطمه زهرا علیهاالسلام در تاریخ اسلام آنقدر تابناك و روشـن است كه چنـدان به تحقیق و بـررسـى نیاز نـدارد، اما با تـوجه به ایام شهادت آن بزرگوار شایسته است اندكى درباره فضایل حضـرتـش گفتگـو كنیـم. بـر ایـن اسـاس، به سـراغ روایات نـورانـى معصـومان علیهم السلام مـىرویـم تا بـا مقام و جایگاه آن حضـرت در قیامت آشنا شویم.
می خندم
من به دنیای خودم می خندم
به نفسهای خودم می خندم
توی دریای غم و تنهایی
به مسیحای خودم می خندم
چو صدف رد عطش افتادن
به سراپای خودم می خندم
شب و آیینه و تقدیری گنگ
به تماشای خودم می خندم
آخرین لحظه رفتن تا اوج
من به پروای خودم می خندم
شب هجر است و زمین می گرید
من به فردای خودم می خندم
(ام.خـزان)
ابر در آسمان نمی گنجد ، سینه رعد و برق پر درد است
باز انگار پشت این دریا ، رد پای غریب یك مرد است
باد صحرای سینه سوزان شد ،چشمهای چمن سخن گفتند
گونه سرخ انتظار اینجا ، مثل پاییز باغمان زرد است
گامهایش چه محكمند انگار ، زیر گامش شكست جان می داد
آتش آفتاب تابستان ، در حریم نگاه او سرد است
كوچه باغ سكوت را لرزاند ، ارتعاش عبور اندامش
در طلوع نگاه لبخندش ، صخره های عظیمی از درد است
رود غم گام در چمن برداشت ، قطره قطره سكوت را بلعید
باز هم یك غریبه می فهمد ، چشم غربت چقدر نامرد است

مشكِ خالی
دیدی آخر به لب آب رسیدی عباس ؟
برلب آب بگو عشق چه دیدی عباس ؟
آب در دست و لبت تشنه و مشكت خالی
چه شد ای ساقی از او دست كشیدی عباس؟
شهد شیرین چه عشقی ، ز چه سیراب شدی؟
جرئه ای آب ز دستت نچشیدی عباس ؟
مشكت از آب پُر و تیر تو را می بوسید
باز هم بال گشودی و پریدی عباس
آمد از كینه عمودی كه رخ ماه گرفت
غرق خون گشت تمامی سپیدی عباس
بال بشكسته ، سرت سرخ و لبانت خندان
مادر عشق به بالین كه دیدی عباس ؟
تیر زد بوسه به چشم سیه ات ، اما تو
دل از آن عشق خدایی نبریدی عباس
دستهایت به زمین خورد و به دریا رفتی
موج عشق آمد و تاعرش رسیدی عباس



شــریان
در سینة شب ، مانده در توفان چشمت
خشكیده دل ، لب تشنة باران چشمت
شبگردهای آسمان ، پرنور هستند
از انعكاس خنجر برّان چشمت
دستی به بالا ، آستین جا مانده از عشق
در حسـرت زنجیرة ایمان چشمت
رود دلم جاریست در راهی كه شاید
روزی رسد بر بستر جریان چشمت
رگبرگهای قامتم را پاره كردند
دستی بكش بر دیده با شریان چشمت
چشمان خونبار عطش می سوزد آخر
در التهاب آتش سوزان چشمت
تار است دنیا ، چشمها در انتظارند
وقت ظهور عشق بی پایان چشمت

رعد
چشم در چشمهای من می دوخت ، با رخی زرد باز می خندید
در نگاه دلش هوا ابری ، كوهی از درد باز می خندید
اشك بر روی گونه اش غلطید ، قطهر قطره سكوت جاری شد
از زمین خار و سنگ می بارید ، در شبی سرد باز می خندید
كوچه های خیال تعطیل است ، مرگ در باغ بال و پر می زد
غنچه پیر ناله سر می داد ، غنچه ای فرد باز می خندید
خنده اش طعم تلخ تنهایی ، بازهم تلخ تر پر از غم بود
ابرهای دلش پر از باران ، رعد نامرد باز می بارید
ساحل سخت چانه اش دیگر ، روی امواج اشك لرزان شد
مرگ در كام خود فرو بردش ، قله درد باز می خندید
آسمان بهار ابری شد ، چكه چكه خزان فرو می ریخت
شهر در انحصار تنهایی ، روح آن مرد باز می خندید





تولد امام علی(ع) مولود کعبه و روز پدر بر تمامی شیعیان آن حضرت مبارک باد
علی
ابن ابیطالب، امام اول تشیع و داماد، پسرعمو و برادر دینی پیامبر اکرم صلی
الله علیه و آله و سلم است. کنیه اش "ابوالحسن" است و القاب مختلفی همچون
امیر المومنین دارد. امام علی چهارمین خلیفه اسلامی است.

امام علی در روز جمعه سیزدهم رجب سال سی ام پس از عام الفیل (ده سال قبل از بعثت محمد) در مکه، در داخل کعبه به دنیا آمد. هیچ کس قبل از او و بعد از او، در این خانه خدا تولد نیافته است و این نشانگر موهبت و احترام و توجه خاص خداوند به وجود علی و بیانگر مقام بسیار ارجمند اوست. حضرت علی نخستین فرزند خانواده هاشمی است که پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم هستند. پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم است و مادر او فاطمه بنت اسد فرزند هاشم می باشد. خاندان هاشمی از لحاظ فضائل اخلاقی و صفات عالیه انسانی در قبیله قریش و در دیگر طوایف عرب، زبانزد خاص و عام بوده است. فتوت، مروت، شجاعت و بسیاری از فضایل دیگر اختصاص به بنی هاشم داشته است. تمام این فضیلتها در مرتبه عالی در وجود حضرت علی موجود بوده است.


شعر مفهوم سرشت آدم است
شعر آغاز سرای بی غم است
می نگارم قطره های عشق را
شعر عشق ناتمام عالم است